آخرین خبرها

فروش سگ روتوایلر توله اصیل پرورشی از مولدین وارداتی از لهستان

فروش سگ روتوایلر توله اصیل

فروش سگ روتوایلر توله اصیل فروش سگ  روتوایلر توله اصیلتوله های سگ نژاد روتوایلر بسیار اصیل از پدر و مادر فوق العاده نر و ماده واکسینه وانگل زدایی شده ودارای شناسنامه وتاییدیه سلامت دامپزشک آماده فروش میباشند.فروش سگ روتوایلر توله اصیلسگ فروش سگ خرید سگ

روزی از روزها، یک سگ ولگرد به دنبال غذا می گشت که به یک مغازه قصابی رسید. او یک تکه استخوان پیدا کرد که مقداری گوشت به اون چسبیده بود.سگ فروش سگ خرید سگ 
پس استخوان را برداشت و پا ه فرار گذاشت تا جای امنی پیدا کندفروش سگ روتوایلر توله اصیل و از غذایی که پیدا کرده بودریال لذت ببرد. سگ فروش سگ خرید سگ 
سگ قصه ما، شروع کرد به جویدن استخوان و چون استخوان خیلی بزرگ بود، حسابی تشنه شد. پس کنار رودخانه ای رفت تا تشنگی اش را برطرف کند. او همچنان استخوان را با خودش می برد و نگران بو که مبادا سگ دیگه ای استخوانش را بدزدد.سگ فروش سگ خرید سگ

وقتی سگ به بالای پل رسید، به دور و برش نگاهی کرد تا ببیند که آیا می تواند استخوان را لحظه ای به زمین بگذارد و برود سگ فروش سگ خرید سگ آب بخورد؟که به طور اتفاقی عکس خودش رو از بالای پل توی آب دید.  اون نتوانست بفهمد که اون عکس، سایه خودش است و فکر کرد که سگ دیگه ای با یک استخوان اونجاست.و برای اینکه حریص بود، دلش می خواست که اون استخوان هم مال خودش باشه. برای همین شروع کرد با پارس کردن با این امید که اون سگ، بترسه و فرار کنه!ولی از بخت بد، استخوانی که توی دهانش بود، افتاد توی آب رودخانه!وسگ قصه ما سرش بی کلاه موند.از سرما میلرزید.پرده ای از اشک چشمان بی مژه و بی فروغش را پوشانده بود.هاله ای از درد و سرما.آسمان مدام میبارید.سینه زمین از برف پوشیده و یخ زده بود.روشنای روز در پشت کوه میرفت که جایش را به تاریکی و شب بدهد.از دور دستها صدای پارس سگهای ولگرد به گوش میرسید.گوشهای یخ زده اش به طرف صداها حرکت کردفروش سگ روتوایلر توله اصیل …زوزه … زوزه و بعد فریاد…چه شده بود؟ صداها در تب سرد برف تبدیل به مویه میشد…یا ناله و التماس…کرکهای بدنش ریخته شده و دنده هایش از شدت گرسنگی بیرون زده بود.پای چپش می لنگید.در جمجمه اش شکافی از زخم دیده میشد.لنگان لنگان میرفت.ولی نمی دانست به کجا.از شدت سوزش باد و برف بدنش کرخ شده بود.فروش سگ روتوایلر توله اصیل گاهی بوران برفهای سفید را به سر و رویش میپاشید.سگ فروش سگ خرید سگ ساقهای باریکش تا زانو داخل برف فرو میرفت.دسته ای کلاغ در دور دست روی درختان لخت و بی برگ نشسته بودند.در حال راه رفتن دنده های کمرش از زیر پوست چروکیده خاکستری رنگش حرکت میکرد.پوزه اش را روی برف میکشید.کجا میرفت؟ ولگرد بود؟چه میخواست؟….بو میکشید.هوا تاریکتر شد.فکر کرد:زوزه ای بکشد.و کشید .زوزه اش با صدای زوزه سرما یکی شد.برف شدت گرفت.ناگهان ایستاد.شبحی از دور دید.چشمان بی فروغش خیره شد….حال یا گذشته..سگ فروش سگ خرید سگ 

Check Also

فروش سگ توله هاسکی سفید

فروش سگ توله هاسکی سفید یکدست مو بلند و زیبا از مولدین فوق العاده اصیل

فروش سگ توله هاسکی سفید فروش سگ . سگ فروش سگ خرید سگ . فروش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − هفت =

قالب وردپرس خرید هاست ثبت نام لاتاری